نمی دانم نمی دانم چرا ؟؟؟؟؟؟
لحظه ها هم هوای رفتن ندارند
انگار قلبشان از تپش افتاده و صدایشان در حنجره تاریک زمان مرده است و چه روز وداع
غروب مثل همیشه پاورچین پاورچین آمد
کوله بارش غربت زندگی و نگاهش مملو از پرواز بود
سکوت را در باغچه نگاهمان کاشت و رفت
و ما تهی شدیم از آغاز ....
به یاد دارم
پر پرواز پرستوی نگاهم را به یاد بودن و خواستن به توهدیه دادم به یاد داری !!!!!!!!!!!
خوب میدانم و میدانی که چه ساده از قمار بودن گذشتیم،از آرامش چشمه ی تشنه
به یاد آوردی چه کودکانه چه خاکستری از خودمان گذشتیم.......