عبور شیشه ای فکر در جریانم را در رودخانه پر تلاطم دستانت یافتم
با تلنگری سبز از خود بی خود شدم و باز به دنبالت بودم ای سکوت نارنجی قلب من
آه میـــــــکشم و پرسان پرسان به فراسوی تو فراسوی آسمان میــــــــــــگردم
و با نگاهم تک ستاره بی غروبم را می طلبم .....!!!
سلام
واقعا شعر قشنگی بود کیف کردم