می خوام بگم

می خوام بگم 

می خوام از خود خود خدام بگم

 می خوام  از تو تهی بودنم  

از تو سرشار بودنم

از تو لبریز شدنم

می خوام از شقایق دل خدام بگم

می خواستم خوب  شم مثل شما

اما حالا شدم یه فاجعه یه اتفاق

 

نظرات 2 + ارسال نظر
بانوی ماه شنبه 8 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 08:04 ب.ظ http://banooyemah.blogsky.com



سلام
ای رهگذر
با نگاه بی انتهایت
به عمق تک تک حروف و
واژه هایم بنگر و
آرام آرام
مرا همراه با این صفحه ورق بزن...
و بعد به رسم روزگار مراو
عمق نو شته هایم را
به دست فراموشی بسپار...
...آواره سر گردان...


رضا دوشنبه 5 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 08:25 ب.ظ

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد