بزار توی تنهای توی قایق نگات غرق در آغوش گرمت واسه شبات یه ستاره باشم بزار نیستم یه فرشته واست یه حادثه باشم بزار توی کوچه پس کوچه های تردید بودن و نبودن برات یه سبد ترانه باشم
میزاری میزاری باشم یه رهگذر یه کوله بار بهونه می دونم خواستن تو واسه دلم خواستنیه
پس بزار همون ستاره باشم تا شاید یه شبی به دل ما سفر کنی