آوازم را در نگاه به چشمانم نجوا کنان خواندی تو میدانی من پرستوی شهر غم ام تو میدانی که دانستنت به دنیای حرف می ارزد من تو ر ا و تمام گلهای یخ خانه مان را می پرستم من به تو به بابای خونه افتخار میکنم