احساس

احساس این واژه ناآشنا با ماست

هی غریبه

تورا هم صدا میزند و نجوا کنان خواهان توست

پس بیا و  ناقوس تنهای را به آنسوی نرفتنی ها ببر

و از درون فریاد

را زنده نگهدار....واما.............

 

باد صبای من

باد صبای من  بوز اما فراموش مکن

فصل بهار  فصل شکوفه هاست

فصل تو فصل من فصل خواستنیها فصل دلتنگیهاست

صدای پر طنین وزشت را شنیدم

چه بی بهانه آوازت را به دل گرفتم

دل تنگت شدم دل تنگ عطر گل رازقی

و اما نوشتم

نوشتم که من هم دور مانده ام از تو از خود از ناباوری ها

رهگذر



سلام
ای رهگذر
با نگاه بی انتهایت
به عمق تک تک حروف و
واژه هایم بنگر و
آرام آرام
مرا همراه با این صفحه ورق بزن...
و بعد به رسم روزگار مراو
عمق نو شته هایم را
به دست فراموشی بسپار...
...آواره سر گردان...