با تو

با تو نگاه گلهای مردابی به صدا در می آیند

با تو رنگهای خاکستر یه  جاده ی ی فردا رنگ آشنای به خود میگیرند

میدانم غربت کلمات حجم سنگینی از ناباوری دارند اما با تو تو تو همه چیز زیباست .... 

عبور شیشه ای

عبور شیشه ای فکر در جریانم را در رودخانه پر تلاطم دستانت یافتم

با تلنگری سبز از خود بی خود شدم و باز به دنبالت بودم ای سکوت نارنجی قلب من

آه میـــــــکشم و پرسان پرسان به فراسوی تو  فراسوی آسمان میــــــــــــگردم  

و با نگاهم تک ستاره بی غروبم را می طلبم .....!!!

می خوام بگم

می خوام بگم 

می خوام از خود خود خدام بگم

 می خوام  از تو تهی بودنم  

از تو سرشار بودنم

از تو لبریز شدنم

می خوام از شقایق دل خدام بگم

می خواستم خوب  شم مثل شما

اما حالا شدم یه فاجعه یه اتفاق